پنج ماهگی
سپنتای عزیزم 150 روز از روزهای قشنگ زندگیت رو باهم پشت سر گذاشتیم. توی این ماهی که گذشت من و پدر بزرگ شدنت رو حس کردیم.حالا دیگه میتونی غلت بزنی ، دستهای قشنگت رو برای اومدن بغل ما و همچنین برای گرفتن اسباب بازی دراز میکنی.اکثر کسانی که تو رو میبینند میگن که خوش اخلاق و مهربونی ، خیلی باهوشی و قیافه ات هم خیلی مردونه است. توی این ماه اولین مسافرتت رو هم رفتیم.من و تو و پدر سه تایی رفتیم شمال. خیلی خوش گذشت و تو هم خیلی آروم بودی و اصلا اذیت نشدیم.مسافرتمون 8 روز طول کشید که خونه دوستای عزیزمون موندیم و اونها هم خیلی تو رو دوست داشتن و تو هم اونجا خیلی راحت بودی. این ماه برای اولین بار غریبی هم کردی و حالا دیگه وقتی...
نویسنده :
مادر سپنتا
19:37








